کمی از عشق

آهم هم دارد كم كم، كم سو مي شود.
چراغ چشمهايم خاموش است.
تند تند هوس آبادي به سرم مي زند.
تند تند به ياد جنگل مي افتم
و آن كوچه اي كه كودكي ما را به خرگوشها و پروانه ها پيوند مي داد.

من از آناني كه عشق را به پايين تنهء طبيعت مي آورند! چندِشَم مي شود.
و همچنين از آناني كه عشق را بلند مي كنند تا از بالاي نفسانيت پرت كنند به دره دروغ.
ازين عشقهاي نوبتي كه به كارگرداني هوس صورت مي گيرد نفرت دارم.
من از اين عشق كه به سادگي يك زيلو پهن مي شود و مي گذرد هر گرازي در بيشه هاي بلوغش بچرد، متنفرم.

عشق آلودگي نيست!
وادي پاك روستاي فطرت است.
با عشق نمي شود كاسبي كرد.
با عشق نمي شود به سراغ سياست رفت.
عشق هر جايي كه سياست مي خواهد نبايد توقف كند.
عشق معاهده انسان با ابديت است.
ابديت كه نمي آيد در مراسم عرق خوران هر جلنبري برقصد.
اين فاحشه هايي كه در هتلهاي استانبول كباب جسميت مي خورند و عرق انفعال مي ريزند كاريكاتور فرشتگان هم نيستند.
عشق در روستاهاي ازمير است.
عشق در قونيه است.
عشق هيچوقت خود را با يك ساندويچ تسليم نمي كند.

 

يادت مي آيد آن زنان زيباي كرد را كه چگونه به كودكان مرده خود شير مي دادند.(شيميايي حلبچه)
عشق همان كودكي است كه وقت گذشتن از رودخانه هاي زمين غرق شد.
عشق در دامان گرسنگي به دنيا مي آيد.
عشق خواهر عطش است.
عشق هرگز به فرمان آمريكا رانندگي نمي كند.
عشق هرگر به كلوپهاي شهوت نمي رود.
عشق هرگز پيكر مقدسش را به بشقاب تماشا نمي گذارد.

راستي اگر عشق نبود قلب تير خوردهء ما را كه بر دوش مي كشيد؟
اگر عشق نبود كوچه خواب آلودهء ما را كدام گنجشك گرسنه بيدار مي كرد؟
من اين زخم زيبا را مديون عشقم.

چه وحشيانه چشمهاي تو ساغر جنون مي زند اي عشق!
نگاهت حرمت حيرت را رعايت نمي كند و سراپردهآيينه را مي شكافد.
شانه هاي مهربانت متكبرند و گيسوان مقدست درخت نفرين هاست!
اصلا بيا اين زخم كهنه را از نو شروع كنيم:
من اين دل سالم و زخم نخورده ام را مي خواهم! كودكي ام را بده! بادبانهايم را به من برگردان! آن خانه هاي ساحلي كه با ماسه برايت ساختم و تمام آن نامه هايي كه به آدرس تو به صندوق قنوت ريختم.

احمد عزيزی-رودخانه رويا

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تسنيم

قلب سالم و بدون خدشه كه قلبي زيبا و دوست داشتني نيست . من ، اين نوع دل و قلب زخم خورده را دوست دارم : قلبي كه با تمام قدرت بتپد و پر از زخم و بريدگي و شيارهاي عميق باشد ، زخم هاييكه از ايثار و بخشش عشق به ديگران ايجاد شده ، بريدگي هاييكه بر اثر بخشش قسمتي از قلبم به كس ديگري درعوض گرفتن قسمتي از قلب او ايجاد شده ، شيارهاي عميقي كه نشان ميدهد بخشي از قلبم را به كسي داده ام اما او چيزي از قلب خود به من نداده ، گرچه درد آورند اما ياد آورعشقي است كه داشته ام ، عشقي واقعي

mahboobeh

سلام واقعا زیباست لذت بردم به من هم سر بزن(خوشحال میشم) موفق باشی و پیروز

كاظم

سلام. اگه اين متن نقل قول نبود، ازش ايراد مي گرفتم. ولي چه كنيم ديگه؟!

حسن

سلام.عشق....واژه ی چالش برانگيزی است...و هم چون شمشير دولبه دارد...

محمد حسین

سلام.راستش در مورد اين نوشته کار من نيست نظر دادن ولی چند تا نوشته ی قبلی تون را خيلی دوست دارم خصوصا اونی که در مورد شهرمون اصفهان بود.بار شما اگر بخواهيد می توانيد برويد و نزديک به اون شهر نورانی هستيد اما ما اگر بخواهم هم نمی توانم راهی انجا شود. التماس دعا

سينرژي

سلام، دست نوشته هاي خودت زيباترند، مثل يادداشت 25 آبانماه. شاد باشي.

مرتضی حیدری

خسته نباشی نيما جان--- متن جالبی بود --- ولی من فکر ميکنم اگه آن به اصطلاح عشقها نبود آدم دلش هم هوس يه عشق پاک نمی کرد.

سردارعلی

سايت ضدانقلابی بازتاب نوشته انرژی بمب اتم انگلستان ۸ برابر بمب ژاپن است) بدبخت ما که بمب اتم رو فقط برای برق می خواهيم ولی اگه رهبر اجازه بدن انرژی اتمی می سازيم ۱۰ برابر اتم انگليس و امريکا باهم) حالا اين اولشه)‌ بسيج حفاضت همه اتم رو گرفته و ايشاله دکتر رییس جمهور مهبوب در کنار رهبر عظیم شان زمان امام عصر امام خامنه ی دامت برکات ايران رو با انرژی اتمی می رسونه و مسلمونا اسراييل و انگليس رو با خاک يکسان می کنن)‌يا علی

كاظم

سلام. نقدم اينه كه: عشق، دقيقاً اين چيزا نيست!

hani

شعرهای بیشتری درباره ی عشق بگی عالی تر می شه .ممنون