هیچ ! یا همه چیز!

"ای علی!
هشت نفرند که اگر دچار اهانت شوند نباید جز خودشان را ملامت  کنند:
آن که به میهمانی می رود بی آنکه دعوت شده باشد.
کسی که به صاحب خانه امر و نهی کند.
آن که از دشمنانش خواهان نیکی باشد.
کسی که از فرومایگان درخواست بخشش کند.
آن که در رازی که میان دو تن جریان دارد وارد شود بی آن که او را دخالت داده باشند.
کسی که به حاکم اهانت کند.
آن که در جایی از مجلس بنشیند که شایستگی آن را ندارد.
و دیگر آن که با کسی سخن گوید که به او گوش نمی دهد."

پیامبر اکرم در وصیت خود به امیر مومنان علی . آیین دوست یابی محمد الحیدری / ص 156

girl.jpg 

جایی دیدم که نقل شده بود:
اگر همه را می فهمیدی ، همه را می بخشیدی!

شخصیت انسانها را سابقهء اعمالشان نشان می دهد.
خوب یا بد. با اخلاق یا بد اخلاق. ظالم یا مظلوم. ریاکار یا با ایمان. راستگو یا دروغگو و ...
به روشناسان که رجوع کنی
برای عمل هر شخص هزار دلیل آشکار و پنهان از گذشته و حال او می آورند
که علت عمل او در خارج از او وجود دارد
و در نهایت تصمیم او را شکل داده است.
چه خوب و چه بد.
بیماری، تربیت، جامعه، رفیق، تلویزیون، فرهنگ، فقر، رفاه، ماهواره، مدرسه، کتاب، وراثت، ژنتیک و هزاران عامل دیگر
که وادار کرده است او این تصمیم را بگیرد.

ناخود آگاه ذهن انسان پر است از میلیونها عامل مثبت و منفی، خوب و بد،
عقل و عشق، آگاهی و نا آگاهی، دلیل و بی دلیلی، تقدیر و سرنوشت،
حرف و نقل، بخت و اقبال، شیطان و فرشته، تاریکی و روشنی، دور و نزدیک،
اجبار و نیاز٬ کفر و سپاس٬ فقر و ثروت٬ لذت و درد٬ شادی و غم٬ دنیا و آخرت٬
باور و ایمان، ترس و اعتماد، حرام و حلال، خود و دیگران و غیره و غیره
که از حضور آدم در زمین تا اکنون ما در وجودمان نقش بسته تا در تصمیم آخرمان موثر باشند.
این! یا آن!
خود یا خدا!
این تصمیم را من می گیرم یا هیاهوی ذهنم!

آیا همه این عوامل آنقدر موثر خواهند بود تا من تصمیم نگیرم؟!!!

آشکار و یا پنهان
من در اسارت همه این دلایلم!
اما من تصمیم می گیرم!
تصمیم من بین من و خداست!
انتخاب هیچ یا همه چیز؟!

 

حرفهای  شما و حرف من: (اشاره و پاسخ به پيامهاي اين مطلب)

/>

سلام به همه دوستانی که مدام به اینجا سر می زنن. بازم دیر شد و نتونستم زودتر به روز کنم. خیلی عذر می خام. امیدوارم از این به بعد بتونم زودتر به روز کنم. پیشاپیش عید فطر رو تبریک می گم و امیدوارم باقیمانده ماه مبارک رمضان بهترین روزهای زندگیتون تا حال باشه.
از همه دوستانی که لطف کردن و نظرشون رو گذاشتن مممنونم:

باران؛ حميد امير سمساری؛ حسين شيرالی؛ فرزانه؛ شکوفه؛ گولي گولي؛ سوده؛ خاطراتچی؛ روح اله؛ تسنيم؛ سارا؛ سوژه؛ پرنيان؛ زهرا رئیس السادات؛ جواد؛ افسرپلیس؛ سوژه۱؛ هانی؛ مسافر؛ گ-ع؛ ويروس؛ کلرجی من؛ آرش؛ عبدالله؛ شيدا؛ رويا؛

باران...
ممنون. امیدوارم شما هم موفق باشید و همیشه شاد و دست پر.

حميد امير سمساری...
از متن زیباتون ممنونم، امیدوارم همه دوستان به اندازه کافی از این ماه پربرکت استفاده کرده باشند:
"به نام و به فعل تو قدم به عاشقی نهاديم تا که دور شويم ز فنا شدن و جاودانه نامی ز ما بماند . گرچه عياريم و رند اما تنها نيستين زيرا که مزين به عبد و بندگی تو هستيم . آری ای الله تو زيبا ترين ميزبانی بوده ای که تا به حال داشته ام . مرا برای مهمانی اين ايام شهر الرمضان بپذير"

فرزانه...
به نکته زیبایی اشاره کرده بودی:
"منم هميشه درگير اين عوامل مختلفی که گفتی هستم فقط از خدا ميخوام ما رو يه لحظه به حال خودمون نذاره ونذاره تصميم اشتباه بگيريم"

شکوفه...
ممنون بازم شرمنده کردین و این همه حرف خوب به یادگار گذاشتی ممنونم:
"مرد آزاده در اندیشه های خود از حدود مقام خویش هرگز تجاوز نمی کند.
مردی که عزم نیرومند و اخلاق متین دارد هرگز فضلیت اخلاقی خود را فدای هوسهای زندگی نمی کند.
«کنفوسیوس»
«کرم»
بدین پنج روز اقامت مناز///به اندیشه،تدبیر رفتن بساز
که را دانی از خسروان عجم///زعهد فریدون و ضحاک و جم
که بر تخت ملکش نیامد زوال///نماند بجز ملک ایزد تعال
که را جاوید مانده،امید ماند///چوکسری نبینی که جاوید ماند
که را سیم و زر ماند و گنج و مال///پس از وی به چندی شود پایمال
ورآنکس که خیری بماند روان///دمادم رسد رحمتش بر روان
بزرگی،کزونام نیکو نماند///توان گفت با اهل دل کو نماند.
( آنکه درباره همه چیز می اندیشد درباره هیچ چیز تصمیم نمیگیرد...«مثل چینی») "

امیدوارم خداوند آروزهات رو محقق کنه:
"از خدا خواستم که تو زندگیم یه آرامش مطلق نصیبم کنه جز این هیچ آرزویی ندارم البته «مادی» و اینکه همیشه تو همه زمینه ها میانه رو باشم ... تا اینجا که بودم... بقیه رو نمیدونم؟؟؟؟؟"

روح اله...
خیلی ممنون که با حوصله مطلبم رو خوندی. امیدوارم بتونم بهتر بنویسم.

تسنيم...
من که پیامهاتون رو می خونم می بینیم خیلی خوب و عالی می نویسید، فکر کنم نمی خوهید بنویسید. به نظر من هم حالات انسانها خیلی به هم شبیه است فقط نگاهها فرق می کنه. اما سرنوشت انسان از تصمیمش ناشی میشه.

شب قدر  گذشت اما به احتمالی هنوز 27 ماه مبارک می تونه شب قدر باشه این پیامتون هم مثل همیشه زیبا بود:
"امشب مومنان دست دعا به آسمان بي‌كران بلند مي‌كنند و جبين به درگاه حق تعالي مي‌سايند و سپهر عبوديت را پر از عطر نيايش مي‌كنند.
امشب همه به‌سوي معبود مي‌آيند و لغزشها و كوتاهي‌هاي خود را در چشمه زلال "قدر" مي‌شويند.
آري سراچه دل را با الماس آه سفتن و گونه‌ها را با مرواريد اشك شستن و خود و هرآنچه هست را به درگاه الله بي‌همتا بردن، تنها در چنين شبي ميسر است.
قدر شب نزول قرآن، با سبد سبد "نورعلي‌نور" از راه‌مي‌رسد ومومنان وجانهاي شيفته، خود را براي خوشه‌چيني از شاخه‌هاي درخت طوبي آماده مي‌كنند.
"...از يك دوست و همكار"
"

پبام آخرت هم که عشق منه:
"از زبان شهيد دكتر چمران:
از طغيان عشق شنيده بودم و قدرت معجزه آساي عشق را مي دانستم، اما چيزي كه در آن شب مهم بود، اين بود كه وجود من، روح شده بود و روح من آتشفشان كرده بود. مي خواست همچون نور از زمين خاكي جدا شود و به كهكشان پرواز كند... شب قدر من، شبي كه سلول هاي وجودم در آتش عشق، تغيير ماهيت داده بود و من چيزي جز عشق گويا نبودم. دل من، كعبة عالم شده بود، مي سوخت، نور مي داد و وحي الهي بر آن نازل مي شد و مقدس ترين پرستشگاه خدا شده بود. امواج خروشان عشق از آن سرچشمه مي گرفت و به همة اطراف منتشر مي شد. از برخورد احساسات رقيق و لطيف با كوه هاي غم و صحراهاي تنهايي و آتش عشق، طوفان هاي سهمگين به وجود مي آمد كه همة وجود مرا تا صحراي عدم به ديار نيستي مي كشانيد و مرا از زندان هستي آزاد مي كرد. اي كاش مي توانستم همة خاطرات الهام بخش اين شب قدر را به ياد آورم. افسوس كه شيرازة فكر و طغيان احساس و آتشفشان روح من، آن قدر سريع و سوزان پيش مي رفت كه هيچ چيز قادر به ضبط آن نبود... نوري بود كه در آن شب مقدس بر قلبم تابيد، بر زبانم جاري شد و به صورت اشك، بر رخسارم چكيد. من همة زندگي خود را به يك شب قدر نمي فروشم و به خاطر شب هاي قدر زنده ام. و تعالاي شب قدر، عبادت من، كمال من و هدف حيات من است
"

سارا...
متن بسیار زیبا و قابل تاملی زده بودید، ای کاش نشانی از خود می گذاشتید. چند بار متنتون رو خوندم ممنونم، می گذارم تا همه خوب بخونندش:
"بنام خدا
او فکر میکند
او فکر میکند
او که چندیست برای هر تصمیمی به دنبال نشانه میگرد د
از او میخواهند که فکر نکند
از او میخواهند نشانه جستجو نکند
عمری را با نادیده گرفتن و خیالی دانستن نشانه ها و حضور دائمی کسی که آنقدر به او نزدیک است که گاهی صدای نفسهایش را میشنود گذرانده
حال از او میخواهند که باز به دوران جاهلیت خود برگردد
او را به خاطر سکوت زیر ذره بین دلایل روانشناسانه میبرند
بخاطر سکوت به گذشته , بیماری و... گریز میزنند
و خدا میداند چه حالی به او دست داد
اما او از زمانه آموخته است که از کسی انتظار درک شدن نداشته باشد
او آموخته است که فقط درک کند و دوست بدارد
اما انتظاری نداشته باشد
گناه او این است که نمیخواهد برای تصمیمی که میگرد راهی را طی کند که در زمانهء او برای اکثر آدمها عادی شده
چندیست که برای خود وکیلی ا نتخاب کرده که بدون دریافت حق الوکاله راهی را پیش پایش میگذارد که بهترین راهست نام این وکیل خداوند مهربان و عالم است
او نمیخواهد در تکرارهای خسته کننده زندگی بپوسد
او نمیخواهد با عادتها و مدهای دیگران که برای زندگی ساخته اند فسیل شود
او میخواهد آزاد باشد
به گذشته برگشت و اوراقی که از گذشته سیاه شده بود را سطر به سطر خواند
تعجب کرد از اینهمه نزدیکی
اما صفحات گذشته برای فهمیدن کم آمدند
و باز هم اما
اما کاش میدانستند اگر تصمیمی باشد تنها برای یک فرد نیست
آیا سکوت , دلیل نشنیدن و گوش نسپردن است ؟"

سوژه...
ممنونم.

پرنيان...
از موزیکی که برام گذاشته بودی ممنونم. (موزیک)

جواد...
خدا رو شکر که خوبی. همیشه بهتر از دیروزت باشی. ... ممنون که چند بار خوندی. انتخاب همیشه سخت بوده و هست. امتحان همینجاست. از بابت این کلامت هم ممنون:
"مردی آن است که آزاد باشی از این جهان و خود را غریب دانی ودر هر رنگی که بنگری و هر مزه ای که بچشی دانی که به آن نمانی و جای دیگر روی پس هیچ دلتنگ نباشی .
گمونم از مولانا بود .
عجب پیغام تریپ عرفانی دادما
اَ خودمونیم چقدر فیلسوف مسلکی بودا
قربون خودم برم .
چاکر شما ."

افسرپلیس...
دیر شد اما هفته نیروی انتظامی رو هم به شما تبریک می گم. خدا قوت. بابت شعرتون هم ممنون:
"ما زجان گذشتگان//حافظان میهنیم
در نبرد خودسران//همچو کوه آهنیم
پیرو خط امام//جان نثار امتیم
چون هجبر صف شکن //درمصاف دشمنیم
ماپناه قلبه ، شکسته ایم// دل زهرچه جزء حق،گسسته ایم
تا نجات انسان ، زفتنه ها // در کمین طالمان ، نشسته ایم
نیروی انتظامی ایرانیم/// در خدمت مکتب و قرآنیم"

سوژه۱...
مممنونم.

هانی...
شرمنده اصلا وقت نکردم سر بزنم. میام به وبلاگت ضرب المثلت هم عالی بود:
"يه ضرب المثل جديد!!!!
از دل برود هر آنکه از کامنت به رفت!"

گ-ع...
ماه رمضان افطار در خدمتیم.

آرش...
برای خودم هم جالب بود که چرا کسی که به حاکم اهانت کند اگر اهانت شنود نباید جز خود را ملامت کند! جای فکر و تامل دارد. اما قطعا زیر باز ظلم حاکمان رفتن منظور نبوده و یا سکوت در برابر اعمال آنها.

ويروس...
بابت نقلهای خوبت ممنونم:
"امام علي علت پذيرش حكومت را جلوگيري از ستم ستمگران معرفي مي كند و مي فرمايد: « سوگند به خدايي كه دانه را شكافت اگر خدا از دانشمندان تعهد نگرفته بود كه در برابر شكم بارگي ستمگران و گرسنگي ستم ديدگان سكوت نكنند مهار شتر خلافت را بر گردنش انداخته و رهايش مي ساختم.»
----
يكي از برنامه هاي امام علي عليه السلام اين بود كه هر روز به بازارهاي كوفه سركشي مي كرد و به بازاريان مي فرمود: « اي گروه بازرگانان از خدا بترسيد، پيشاپيش از خدا طلب خير كنيد و با آسان گرفتن بر مشتريان از خداوند بركت بخواهيد ... از ستم دست بكشيد و با مظلومان به انصاف برخورد كنيد و به ربا نزديك نشويد و كم فروشي نكنيد و حقوق مردم را كم ندهيد و در زمين به فساد سر برنداريد.»"

عبدالله...
متن پیامت عالی و زیبا بود. ممنونم:
"من متن زيبايی که نگارش کرده بودی خواندم. عکس دخترک زيبايی را هم ديدم. در اين فکر بودم که اين عکس با اين متن چه ارتباطی دارد. پنهان درونم ندايی داد که وجه اشتراکشان زيبايی است. قطعا هيچ را انتخاب نميکنم. من همه چيز را ميخواهم . اما اون دخترک را هم ميخواهم."

شيدا...
همیشه پیامهای به روز و بلند و زیبایی برایم می گذاری ممنونم. امیدوارم خداوند همیشه شاد و نیکویت نگاه دارد. امیدوارم روز قدس امسال باشکوه تر از همیشه برگزار بشه:
"بنام خدا
دزدان صهیونیست به کودکان خود چه میآموزند؟
« عرب‌ها مانند سگ هستند. اگر ببینند كه شما دستپاچه‌ هستی و نسبت به تحركات آن‌ها واكنش نشان نمی‌دهی، به شما حمله می‌كنند. اما اگر به آن‌ها حمله كردی، فرار خواهند كرد.››
جمله بالا نمونه کوچکی از نزاد پرستی , اهانت و وحشی گری نسبت به اعراب و مسلمانان است که از همان کودکی در اذهان دانش آموزان یهودی دیکته میشود . جای جای زندگی صهیونیستها وحتی کودکانشان به چشم میخوردحتی ترانه‌های یهودی هم چنین محتوایی دارند.
یک نمونه کوچک برای این مدعا ترانه ایست كه در مدارس و مهدكودك‌های فلسطین اشغالی زمزمه میشود با این مضمون :
« اگر دستهایم را ببندند
با دندانهایم
پوست عرب مسلمان را میکنم .»
اما حال بخوانید وصف حال دوران جوانی همان کودکانیکه با نفرت و خوی وحشیانه نسبت به مسلمین پرورش یافته انددر مصاحبه با روزنامه صهیونیستی « معاریو » :
« "نباید به فلسطینیان رحم کرد. در یکی از خیابان های اردوگاه جبالیا یک فلسطینی را دیدم و با دوربین نصب شده بر سلاح به دقت سر او را نشانه گرفتم و به سویش تیراندازی کردم. دیدم که روی زمین می غلطد. این بهترین احساسی است که در جهان به من دست می دهد و درست مانند احساسی است که پس از پیروزی در مسابقات فوتبال به انسان دست می دهد . پس از آن یک فلسطینی دیگر را دیدم و به سویش تیراندازی کردم. با وجودی که سالخورده بود اما در داخل اتاق داشت پرواز می کرد. اگر با احساس بدی از خواب بیدار شدی، فلسطینی خواهی کشت و اگر جوانی 14 ساله بود حتما باید او را بکشی . علاوه بر آن می توانی زنان را هم بکشی تا دیگر بچه به دنیا نیاورند و باید دختر بچه کوچک را هم بکشی زیرا وی بزرگ شده و ازدواج خواهد کرد و حداقل ده بچه به دنیا می آورد. http://zionism.blogfa.com/8503.aspx "».
در اسرائیل جعلی کوچکترین نشانه هایی که از مسلمانان و صاحبان اصلی این سرزمین باقی مانده هر روز در حال محو شدن است . برای مثال مسجد بزرگ« یافا » را خراب كرده و مسجد« عمقا » و « سماويه » را به زباله‏دانى تبديل كرده‏اند و مساجد ديگرى را هم مبدل به تئآتر کرده اند مقابر مسلمانان و مسيحيان عرب در اختيار رزیم جعلی است و هر روز به اسم كشيدن خيابان آنها را خراب كرده، استخوانهاى مرده‏ها را آتش مى‏زنند .
حال من و تو بیاییم تا با بی خیالی و بی توجهی در مقابل اینهمه اعمال غیر انسانی به جمع خدانشناسان و وحشیان صهیونیست بپیوندیم در حالی که در آیین ما و به فرموده امام صادق که سلام خدابراو باد :"« حق مومن حتی از حق کعبه بیشتر و برتر است .»وهمچنین اما سجاد (ع)در مورد حقوق مسلمانان بر یکدیگر فرمودند :
"« به شادی او شاد است
وبه اندوه او اندوهناک
ودر همه امور او را یاری میکند
تا به نتیجه برساند .» "
روز قدس یک مانور است . یک مانور مردمی که جانیان بین المللی به خوبی دستشان بیاید که هر خونی که به زمین ریخته اند و هر سرزمینی را که به ناحق غصب کردند و هر کودکی را که یتیم و هر مادری را داغدار هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد . وآن روز بسیار نزدیک است که تمام بندها و محدودیتهایی که ما را بر جای خود نگاه داشته را کنار خواهیم زد و از آدمکشان و قاتلان کودکان بیگناه چونان انتقامی خواهیم گرفت که تا آخرین روز حیات کره زمین آثارش باقی باشد . و بدانند که در پیشگاه خداوند سرکشی و جنایت و ناحقی حتی در این دنیا نیز بی پاسخ نخواهد بود .
روز قدس همه وظیفه ما در قبال بیگناهان فلسطینی نیست بلکه کوچترین و نازلترین وظیفه است که در صورت عدم انجام آن بهتر است دیگر از حرافیها و لاف زدنها در این باره چشم بپوشیم و خود را در زمره وحشیان صهیون بدانیم .

این روزها روزهای سختی برای ملت فلسطین است چرا که علاوه بر تحریمهای سیاسی و اقتصادی غرب و علاوه بر محاصره سیاسی دولت حماس وهمچنین تفرقه افکنی بوسیله مزدوران مواجب بگیر فلسطین رزیم جانی و جعلی اسرائیل در پی تدارک حمله ای بزرگ و وحشیانه به مردم بی پناه فلسطین است .
ای کاش در روز قدس سفارت و خانه شیطانی انگلیس و دانمارک در خاک کشورمان به لرزه درآید و ایرانی با غیرت به تلافی سالهای سال استعمار و توطئه و بالا کشیدن سهم ملت از چاههای نفت و دیگر معادن و مخازن از سوی دولت بی آبروی انگلیس و همچنین آن هولوکاستی که استعمارگر انگلیس در خاک مطهر ایران به جا گذاشت اما هرگز از آن در دنیا به مانند آن هولوکاست دروغین یهودیان صحبت به میان نیامد ,یادگاری خوبی از این روز تقدیم سفارتخانه آن کنند
آیا میدانیم که در طول سال‌هاي 1917-1919 بين هشت تا ده ميليون نفر از جمعيت بيست ميليوني ايران در اثر قحطي که ارمغان ارتش انگلیس در خاک ایران بود از بین رفتند در حالیکه در آن زمان بخش مهمي از محصولات کشاورزي ايران صرف تأمين بریز و بپاشهای ارتش بريتانيا مي‌شد که در نتيجه به کاهش شديد مواد غذايي در داخل ايران انجاميد و حدود ده میلیون ایرانی از شدت گرسنگی جان دادند ؟
و همچنین سفارت دانمارک آن دولتی که اجازه میدهد به پیامبر خدا آن کس که تمامی آسمان و زمین به لطف وجود پاک او آفریده شده بارها و بارها تو هین کنند و اهانت اخیر شبکه تلویزیونی دانمارک از اهانت سال گذشته وقیح تر و افسار گسیخته تر بود ای کاش در این روز جهانی این لانه شیطان نیز به مخروبه تبدیل شود .
در پایان کلام را با جمله ای از آن شهید رنجدیده که سالهای سال در زندانهای مخوف رزیم وحشی زیر شکنجه های سخت افلیج شد یعنی شهید « شیخ احمد یاسین » که خداوند در عرش اعلی میزبان او باشد ,به پایان میبریم :
"« همیشه به یاد داشته باشید که شما برادرانی دارید که زیر یوغ اشغالگران زندگی می کنند و اوضاع اقتصادی و اجتماعی آنان بسیار وخیم است. برادران شما در فلسطین مانند مهاجرانی هستند که بناحق از خانه و کاشانه شان رانده شده اند، پس یار و یاور آنان باشید تا به بالاترین درجه ایمان و منزلت دست یابید. اسلام به زودی پیروز خواهد شد و به یاری خداوند توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی شکست خواهد خورد. نشانه های پیروزی روز به روز با جانفشانی ها و فداکاری های این ملت آشکارتر می گردد ؛ ملتی که در برابر دشمن صهیونیستی مقاومت جانانه ای از خود به نمایش گذاشته است. "والله غالب علی امره ولکن اکثر الناس لایعلمون" »"

رويا...
ممنونم. خیلی لطف دارید، امیدوارم همیشه سکوت را بشکنید در لحظه ای که همه سکوت را ترجیح می دهند و کاری خدایی کنید:
"انقدر بالا پريدی و انقدر تصميم در لايه های نگاهت هست که اين متن از ذهنت تراوش کرده.
و انقدر نگاهت پر رنگ و تفکر برانگيزه که بی مهابا شروع به نظر دادن فقط تعجيل را ميرسونه و ترنم فکر را با خودش همراه نمی کنه !
پس سکوت می کنم تا بعد !"

/ 45 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیدا

ادامه: ای کاش در روز قدس سفارت و خانه شیطانی انگلیس و دانمارک در خاک کشورمان به لرزه درآید و ایرانی با غیرت به تلافی سالهای سال استعمار و توطئه و بالا کشیدن سهم ملت از چاههای نفت و دیگر معادن و مخازن از سوی دولت بی آبروی انگلیس و همچنین آن هولوکاستی که استعمارگر انگلیس در خاک مطهر ایران به جا گذاشت اما هرگز از آن در دنیا به مانند آن هولوکاست دروغین یهودیان صحبت به میان نیامد ,یادگاری خوبی از این روز تقدیم سفارتخانه آن کنند

شیدا

ادامه:آیا میدانیم که در طول سال‌هاي 1917-1919 بين هشت تا ده ميليون نفر از جمعيت بيست ميليوني ايران در اثر قحطي که ارمغان ارتش انگلیس در خاک ایران بود از بین رفتند در حالیکه در آن زمان بخش مهمي از محصولات کشاورزي ايران صرف تأمين بریز و بپاشهای ارتش بريتانيا مي‌شد که در نتيجه به کاهش شديد مواد غذايي در داخل ايران انجاميد و حدود ده میلیون ایرانی از شدت گرسنگی جان دادند ؟ و همچنین سفارت دانمارک آن دولتی که اجازه میدهد به پیامبر خدا آن کس که تمامی آسمان و زمین به لطف وجود پاک او آفریده شده بارها و بارها تو هین کنند و اهانت اخیر شبکه تلویزیونی دانمارک از اهانت سال گذشته وقیح تر و افسار گسیخته تر بود ای کاش در این روز جهانی این لانه شیطان نیز به مخروبه تبدیل شود .

شیدا

ادامه: در پایان کلام را با جمله ای از آن شهید رنجدیده که سالهای سال در زندانهای مخوف رزیم وحشی زیر شکنجه های سخت افلیج شد یعنی شهید « شیخ احمد یاسین » که خداوند در عرش اعلی میزبان او باشد ,به پایان میبریم : "« همیشه به یاد داشته باشید که شما برادرانی دارید که زیر یوغ اشغالگران زندگی می کنند و اوضاع اقتصادی و اجتماعی آنان بسیار وخیم است. برادران شما در فلسطین مانند مهاجرانی هستند که بناحق از خانه و کاشانه شان رانده شده اند، پس یار و یاور آنان باشید تا به بالاترین درجه ایمان و منزلت دست یابید. اسلام به زودی پیروز خواهد شد و به یاری خداوند توطئه آمریکا و رژیم صهیونیستی شکست خواهد خورد. نشانه های پیروزی روز به روز با جانفشانی ها و فداکاری های این ملت آشکارتر می گردد ؛ ملتی که در برابر دشمن صهیونیستی مقاومت جانانه ای از خود به نمایش گذاشته است. "والله غالب علی امره ولکن اکثر الناس لایعلمون" »

شکوفه

سلام.... از خدا خواستم که تو زندگیم یه آرامش مطلق نصیبم کنه جز این هیچ آرزویی ندارم البته «مادی» و اینکه همیشه تو همه زمینه ها میانه رو باشم ... تا اینجا که بودم... بقیه رو نمیدونم؟؟؟؟؟ بروزم ... خوشحال میشم شاد باشین

تسنيم

شد 40 تا !!! به روز نميكني ؟

تسنيم

از زبان شهيد دكتر چمران: از طغيان عشق شنيده بودم و قدرت معجزه آساي عشق را مي دانستم، اما چيزي كه در آن شب مهم بود، اين بود كه وجود من، روح شده بود و روح من آتشفشان كرده بود. مي خواست همچون نور از زمين خاكي جدا شود و به كهكشان پرواز كند... شب قدر من، شبي كه سلول هاي وجودم در آتش عشق، تغيير ماهيت داده بود و من چيزي جز عشق گويا نبودم. دل من، كعبة عالم شده بود، مي سوخت، نور مي داد و وحي الهي بر آن نازل مي شد و مقدس ترين پرستشگاه خدا شده بود. امواج خروشان عشق از آن سرچشمه مي گرفت و به همة اطراف منتشر مي شد. از برخورد احساسات رقيق و لطيف با كوه هاي غم و صحراهاي تنهايي و آتش عشق، طوفان هاي سهمگين به وجود مي آمد كه همة وجود مرا تا صحراي عدم به ديار نيستي مي كشانيد و مرا از زندان هستي آزاد مي كرد. اي كاش مي توانستم همة خاطرات الهام بخش اين شب قدر را به ياد آورم. افسوس كه شيرازة فكر و طغيان احساس و آتشفشان روح من، آن قدر سريع و سوزان پيش مي رفت كه هيچ چيز قادر به ضبط آن نبود... نوري بود كه در آن شب مقدس بر قلبم تابيد، بر زبانم جاري شد و به صورت اشك، بر رخسارم چكيد. من همة زندگي خود را به يك شب قدر نمي فروشم و به خ

رويا

انقدر بالا پريدی و انقدر تصميم در لايه های نگاهت هست که اين متن از ذهنت تراوش کرده. و انقدر نگاهت پر رنگ و تفکر برانگيزه که بی مهابا شروع به نظر دادن فقط تعجيل را ميرسونه و ترنم فکر را با خودش همراه نمی کنه ! پس سکوت می کنم تا بعد !

رويا

البته مشروط بر آنکه در آن بعد ذهن به ياری زبان بيايد و دوباره در پرده عزلت نشستن را ترجيح ندهد.

آرش

کجايی پس يه چيزی بگو ؟؟

آرش

نيما جون آپ کردی خبرم کن ممنون