تاريخ

"دیر کرده بود.
هیچ وقت برای نماز جماعت دیر نمی کرد.
نگرانش شدند و رفتند دنبالش.
توی کوچه باریکی پیدایش کردند.
دیدند روی زمین نشسته,
بچه ای را سوار کرده
و برایش نقش شتر بازی می کند.
- از شما بعید است! نماز دیر شد.
رو به بچه کرد و گفت:
« شترت را با چند گردو عوض می کنی»
و بچه چیزی گفت.
گفت بروید و گردو بیاورید و مرا بخرید.
کودک می خندید. پیامبر هم."

"بلند می شد.
تمام قد.
آن زمانی که عرب از دختر دار شدن روسیاه می شد
و آنها را زنده به گور می کرد,
او جلوی پای دخترش بلند می شد,
تمام قد.
هر گاه مژده دختر دار شدنش را می دادند,
چهره اش باز می شد
و می گفت:
ریحان است و دستهء گل.
روزی اش نیز با خداست.
چهار دختر داشت پیامبر.
و یک مادر ؛ فاطمه که سلام خدا بر او باد."

پیامبر - کتاب دانشجویی 14

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید  گل تاب میان در و دیوار ندارد 

می شنوند مردم, زندگی ها را!
گاه در برگ برگ تاریخ,
شاید از پس چشمان این و آن در رمانهایی بلند,
و امروز هر لحظه از پنجرهء جادو!  فیلم و سینما.
می شنوند مردم از مهربانی,  و چه بسیاز از بیداد!
و هیچ کس دوست ندارد نامهربانی را.
و دلها چه بزرگ شده اند در طلب مهر.
هر چه می گذرد,
بشر شیفته تر می شود به محبت,
به دوستی
و به خوبی!
هر چه می گذرد,
مهربانی پیامبر بیشتر تجلی می کند,
و مهر او مهربانتر ما آدمیان را فرا می گیرد,
و شیاطین را می رنجاند!
هر چه می گذرد,
دنیای تمدن بیشتر محتاج دختری از جنس مهر می شود.
فاطمه کم کم عالم را فرا خواهد گرفت,
و مهربانیش همه عالمیان را زندگی خواهد بخشید.
همه  نیاز دارند فاطمه را بشناسند.
نه آنکه دختر پیامبر است,
و نه آنکه همسر علی است,
نه آنکه مادر حسنین است,
و نه آنکه شهید شد به دست پلیدترین آدمیان!
نه به خاطر وجود سراپا مهرش,
و نه به خاطر معرکه آخرالزمان که به خونخواهی او بر پا خواهد شد,
بلکه به خاطر اینکه:
فاطمه فاطمه است.
مردی از این خاک سرد!
عالمی را مهربانی هدیه کرد.
دختری از جنس خاک
لیکن از روح خدا.


"فرشته ای نزدش آمد و گفت:
ای محمد,
خدایت سلام می رساند و می فرماید:
اگر می خواهی تمام ریگهای مکه را برایت طلا سازم!
سر به آسمان کرد و گفت:
پروردگارا!
می خواهم روزی  سیر باشم و سپاس تو گویم,
و روزی گرسنه باشم و از تو درخواست کنم".

 

حرف من و شما: (اشاره و پاسخ به پيامهاي اين مطلب)

نشونه شاد بودن و مهربونی به نظر من آرامش باطن داشتنه و اینکه آدم استرسی راجع به آینده ای که نیومده نداشته باشه. برای این مطلب خیلی دوستان شرمندم کردن و برام پیام گذاشتن از همشون تشکر می کنم.
به پاس قدردانی اسم دوستانی که سر زدن رو میارم, بهشون سر بزنید اگه وقت کردید:

رويا, عليرضا ص. -كاشان, هانی, تسنيم, ناشناس, مهزاد, فا ۰ عين, خاتون, قاصدک, حریم دوست, شکوفه, مسافر, حسين شيرالی, آقاسيد, پينکی, حاج علي, علي فلسطيني, باران, دهقان, علي, روح الله امین آبادی, سلیم, خزعبــــــــــــــلات, فرزانه,

رويا...
آره کله سحر به روز کردم. آخه این روزها ساعت 3 اذون میشه! اگه بخوابم نماز صبح خواب می مونم! چند وفتیه معمولا بیدارم. از ا ینکه حسودیت شد خوشحالم. وبلاگ شما هم خیلی زیباست.

عليرضا ص. -كاشان...
متن جالبی از شهید مطهر زده بودی که تکمیل این مطلب بود که عینا میارم:
"به قول شهيد مطهري تاريخ كارش هميشه لوث است.افرادي جنايتي را مرتكب مي شوند و بعد خودشان در قيافه يك دلسوز ظاهر مي شوند.
زهرا براي اينكه تاتريخ لوث نشود فرمود مرا شب دفن كن.لااقل اين علامت استفهام در تاريخ بماند"

هانی...
ممنون که همش سر می زنی. ببخش که هنوز لینکت رو نذاشتم, اولین فرصت می ذارم. از اینکه سوم شدی خوشحالم  و مممنون.

تسنيم...
متن زیبایی برای من زدی. ترجیح دادم اینجا نیارم که فقط خودم بخونم و اما دوم اینکه ممنون که همیشه مطالب خوبت مکمل مطالب چلوکبابه:

"روزگار هرچه بپويد و بپايد اين غم را فراموشی نيست ، این غم بود که چهره مولا را برای همیشه محزون نمود ،
که قرینه اش بود و حبیبه اش ، صدیقه بود و طاهره بود ، راضیه بود و مرضیه بود ، منصوره بود و زکیه بود ، اِنسیه بود و حَورا بود ، صدیقه بود و ریحانه بود ، زهرا بود و بتول بود ،و خلاصه بگوییم مشکاةٍ بود در کلام خدایش در قرآن که فرمود ( اللَهُ نُورُ السَّمَـاوَات وَ الاْرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَوةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ... آیه 33 سوره نور ) ،
فرزندش امام حسن مجتبی (ع) در تفسیر این آیه فرمودند مشکاةٍ فاطمه (س) است که نور ائمه (ع) از آن متجلی است ،
آیا دلیلی بیش از بی نشانی مزار آن بانوی 18 ساله و تشییع غریبانه اش بر مظلومیت این خاندان هست ؟
(پیاده شده قسمتی از نوار کتاب تا ابد اندوه نوشته سید مجتبی موسوی راد )"

 

مهزاد...
حرفتون کلی حرف داشت:
"وقتی اسم فاطمه رو جايی می بينم يا می خونم فقط يه کار می تونم انجام بدم ....سکوت و سر فرو آوردن همين!"

 فا ۰ عين...
ممنون از شعرتون که مکمل مطلب بود حیفم اومد اینجا نیارم:

"نصوح بود و لباس زن ، من و لباس تو پیغمبر !
تو از تمام جهان بهتر ، من از تمام جهان بدتر
چقدر سخت و غم انگیز است ، تو نوح باشی و من فرزند
چقدر آیه ی دلگیری ست ، که دل بکن تو ازین کافر
تو روی عرشه ی کشتی کوه ، به روی کوه من نستوه
من و نگاه که بابا نوح ! کمی درنگ ! مکش لنگر
نه اینکه فکر کنی بابا ، سرم به سنگ نخورده ! نه !
خدا به سر همه می دانند ، به سنگ خاره شکستم سر
سقوط!؟ هست! تباهی!؟ هست! گناه!؟ هست! سیاهی!؟ هست!
به من بگو که ملالت نیست !؟ به این صفت بروم منبر ...!
عبای ما که یمانی نیست ، که دعوتی بکنیم آقا !
گلیم کوچکمان کهنه ست ، اجاقمان پر خاکستر
صحیح ! نان و نمک داریم ، ولی دریغ که شک داریم
نمک نخورده ی ما باشید ! نخورده شبهه ی ما بهتر !
دلم گرفته رسول الله ! برای عطر و نماز و زن
دلم گرفته تر از این ها ، برای بدر، احد، خیبر ...
به جان فاطمه ی زهرا ! کمی نگاه ! همین ! بابا !
غریق غم زده را دریاب ! به آن دو دست نوازشگر ...

نه مثل ساره اي و مريم نه مثل آسيه و حوا
فقط شبيه خودت هستي فقط شبيه خودت زهرا
اگر شبيه كسي باشي شبيه نيمه شب قدري
شبيه آيه تطهيري شبيه سوره اعطينا
شناسنامه تو صبح است پدر تبسم و مادر نور
سلام ما به تو اي باران، درود ما به تو اي دريا
كبود شعله ور آبي سپيده طلعت مهتابي
به خون نشستن تو امروز به گل نشستن تو فردا
بگيرآب و وضويي كن به چشمه سار فدك امشب
نماز عشق بخوان فردا به سمت قبله عاشورا
اینجوری هم میشه :
مگر که آب وضوی تو زچشمه سار فدک باشد
وگرنه راه نخواهی برد به کربلا و به عاشورا
"

خاتون...
مطلب جای تاملی رو زده بودین:
"من پیامبرم رو می خوام. یه رحمه للعالمین واقعی. اینقدر مهربون. اینقدر قشنگ. من پیامبرم رو می خوام. دلم چرکین شده از این همه بی ادب تو لباس پیامبر. کاش پیامبر رو می دیدیم لااقل ..."

شکوفه...
اول از همه وبلاگ جدیدت رو تبریک میگم. بعدا هم ممنون از مطلبی که به تکمیل مطلب من زدی:

"چه زود، صاحبان هوس بر اسب فتنه سوار شدند و ميراث نبوى را غارت كردند و وديعه رسول را آزردند كتاب غم و غربت زهرا، تا ابديت و تا دامنه محشر گشوده است، تا درسهاى ناگفته و ناشنوده اين مكتب و كتاب، به گوش همگان برسد .
پايان غم فاطمه، صبح قيامت است و عرصات داورى خدا.
سلام بر آن «منظومه غم‏» كه بى‏پايان است
"

حاج علي...
انشالله همه از شفاعت فاطمه بهره مند می شن. همینطور که از عتایت حضورش همه داریم استفاده می کنیم.

باران...
شعر گوش آشنا اما زیبایت رو حیفم اومد که نیارم:

"ای زن به تو از فاطمه اين گونه خطاب است
ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است
"

/ 29 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

ای زن به تو از فاطمه اين گونه خطاب است ارزنده ترين زينت زن حفظ حجاب است من هم ايام فاطميه را به همه عاشقان تسليت می گويم. موفق و پيروز باشی. .......................... پاينده ايران

دهقان

با سلام، ممنون که سر زدید...نمیدانم، من فکر میکنم جواب جالبی دادید اما ارزش گریه ها را شاید بشود در درون جامعه دید و فهمید. باید از کار اشتباه تا هرجا که رفته باشد، گریست و بازگشت و بر این بازگشتن هیح ننگی نیست. ممنون از متن تان یا حق

علي

///لام... اهوال آقاي ساندويچ! ببخشيد منظورم چلوكباب بود خيلي بهت خوش گذشت همايش ديدي من رو ؟

روح الله امین آبادی

خیلی خوشحال شدم که به وبلاگتون سر زدم.ممنون میشم به ما هم یه سری بزنید و پیام بذارید

سلیم

با سلام جان شما نباشه جان خودم از بعضی نوشته هاتون خیلی خوشم اومد به امید دیدار شما

خزعبــــــــــــــلات

خب اين جمله خيل ساده است اما خيل بزرگه ! ؛ فاطمه فاطمه است !؛ چيز ديگر يارای توصيف وی را ندارد . ... چهر ه ی شما برام خيلی أشنا بود . هنوطم وقتی ذهنم کمی بيکار ميشه مشغول ميشه به اين که شما رو کجا ديده ! موفق باشی .

فرزانه

سلام بر فاطمه روزی که زاده شد سلام بر مادر پدر

باران

سلام آقا نيما... زود لينک مارو اضافه کن. وگرنه شاکی می شم. .................. پاينده ايران

ن ب

خيلی خوب بود.