انتخاب

سخن از يك انتخاب است:
عالي ترين تجلي وجودي نوع انسان،
معني انسان،
فلسفهء هستي انسان،
و در عين حال دشوارترين مسئوليت انسان.

اما كدام انتخاب؟
آدمي همواره در انتخاب است. هر روز چندين و چند بار.
شغل، رشته تحصيلي، دوست، سرگرمي، مسكن، همسر، جهت گيري سياسي، موقع اجتماعي، راه، وسيله، مد و ...

اما! نه! اينجا عاليترين، دشوارترين، سنگين ترين، و در عين حال دردناكترين انتخاب:
حقيقت و باطل،
آنهم نه در جدلهاي فلسفي، علمي، كلامي، فقهي و فرقه اي.
كه در جدال ميان راستي و فريب "دين"،
داد و بيداد "سياست"،
برابري و تبعيض "مردم"،
و آزادي و اسارت "انسان"،
انساني در انتخاب ِ "فاجعه " يا "فلاح"،
يعني انتخاب "چگونه بودنِ" خويش،
آن هم به چه قيمت؟
"بودن" يا "نبودن ِ" خويش.

 

...
فلسفهء تاريخ ما، بر اساس تضاد در ابعاد گوناگون،
تضاد ميان "معروف - منكر"
در گيري دو قطب "استكبار - استضعاف"،
"طاغوت - خدا"، " شرك - توحيد"، "جور - قسط"  استوار است،
به گونه اي كه زمان،
در فلسفهء تاريخ ما با جنگ آغاز مي شود، و با جنگ پايان مي يابد.
(از هابيل تا امام زمان (ع) ).

... به هر حال، سه ره پيداست:
"پليدي" ، "پاكي" و "پوچي".

اين سه راهي است كه پيش پاي هر انساني گشوده است.
و تو يك كلمهء نامفهومي، و "وجود"ي بي"ماهيت"ي و هيچي، كه بر سر اين سه راه ايستاده اي.
تا ايستاده اي، هيچي.
يكي را انتخاب مي كني، به راه مي افتي،
و با انتخاب راه
"رفتن"ات، "خود"ت را انتخاب مي كني،
معني مي شوي،
"ماهيت وجودي" ات معين مي شود،
چگونه "بودن"ات شكل مي گيرد،
و اين چنين است كه،
آدمي كه با "تولد" ، "وجود" يافته است،
با "انتخاب" ، "ماهيت" ميابد.

...
و حر براي پيمودن فاصله اي كه به درازاي ابديت است
و از شيطان تا خدا، راه،
انتخابي انقلابي كرد.
ناگهان جهت خويش را عوض كرد،
كه هر انساني يك فلش است،
و حر صبح عاشورا فلشي به سوي يزيد بود
و حر ظهر عاشورا فلشي به سوي حسين.
همه اين است و جز اين هر چه هست بيهودگي است.

و اينك حر، هجرت عظيم خود را آغاز كرده است،
مي رود تا از جلاد يزيد،
براي حريت،
يك شهيد بسازد.

خطاب به "قرة بن قيس":
- اسبت را امروز آب داده اي؟|
- نه.
- نمي خواهي آبش دهي؟
منتظر جواب سؤال خويش نماند و بيدرنگ به راه افتاد،
آهسته مي راند، و آرام آرام از سپاه فاصله مي گرفت،
از آبشخور گذشت،
در "جهت" حسين شتاب گرفت،
پنداشتند كه آهنگ كارزار دارد.

"مهاجر بن اوس" كه به وي نزديك بود، پرسيد:
-چه در سر داري؟ قصد داري كه حمله بري؟
اما حر، كه هيجان انگيزترين لحظات را مي گذراند پاسخش را نگفت،
شايد هم جز صداي مبهمي نشنيد.
غرقهء انفجارهاي درون بود،
و حيران شكوه و شگفتي طلوع "خويش".

مهاجر كه از پريشاني حر به شگفت آمده بود، حيرت زده گفت:
- اي حر كار تو ما را به شك افكنده است، به خدا سوگند، تو را در هيچ جنگي چنين نديده بودم، و اگر مرا از دليرترين مردم كوفه مي پرسيدند، هرگز از نام تو نمي گذشتم، و جز نام تو را نمي بردم، اكنون اين همه پريشاني و ضعف چرا؟
- خويش را ميان دوزخ و بهشت مي يابم و بايد يكي را انتخاب كنم. اما به خدا جز بهشت را نخواهم گزيد، هر چند كه تكه تكه ام كنند، و در آتشم بسوزانند.

 

آفرينش حر پايان يافته بود،
و اضطراب اختيار، به آرامش لذت بخش و روشن يكتايي - اخلاص - و يقين كشيده بود،
و او را با گامهاي استوار و ترديد نا آشنا، به سوي شهادت مي برد.

...
از هر دو سو، هزارها نگاه در حيرت و سكوت بر او خيره مانده اند!
تا ببينند، كه مرد چه خواهد كرد؟
سوار به اردوي حسين (ع) نزديك مي شود،
گويي سفينه اي است، كه از دوردستها مي رسد،
و آرام و مطمئن به سوي ساحل پيش مي آيد.
ناگهان سپرش را واژگون كرد و فرو گرفت،
و افسر مغرور و سركش نبردها،
دست بر سر نهاد كه عظمت، اينجا، در خشوع است.
چند كلمه اي بيش نگفت، اعلام تسليم و در خواست گذشت:
انا الذي جعجعت بك يا حسين.
دعوت امام را پياده شو، و لحظه اي بياساي، نپذيرفت.
حسين نيز، حر را آزاد گذاشت، كه:
هر چه مي خواهي بكن.

...
بي تاب آن است، كه باز گردد و در برابر سپاه خويش فرياد برآورد و به عُمر، فرمانده خويش خبر دهد كه من نه  ديگر بندهء زور، مزدور ظلم، كه انساني آزاده ام.
"حر" م.
و اينك "شهادت" شاهدم.

دكتر علي شريعتي - مهر ماه 56 - حر (با تلخيص) - خودسازي انقلابي

شكوه انتخاب ملت ما 22 بهمن بود و حماسه حضور هر روزشان در برابر شياطين تجلي انتخابي بزرگتر هر روز و هر سال. و اكنون كه در عصر امام عصر نفس مي كشيم، هر لحظه بايد گوش به نداي هل من ناصر ينصرني او بسپاريم و حواسمان باشد تا در هياهوي غفلت دنياي مدرن امروز و يا در خواب تنبلي اين ندا را گم نكنيم.

/ 30 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Virus

صلح را نمی توان با اجبار نگه داشت ، فقط با درک و فهم به دست می آید = آلبرت اینشتین

nina

سلام بر اقا نيما ديدم شما افتخار ندادی تشريف نياوردی کلبه درويشانه ما بازم خودم امدم اپ هستم وخوشحال ميشم بهم سر بزنيد..البته من که در هر صورت ميام پيشت اما خوشحال ميشم جدا تو هم سر بزنی بهم...در پناه يزدان

تسنیم

اینجا که هنوز سخن از يك انتخابه ، صولانی نشد این انتخاب !!!!؟؟؟؟؟

a z

لياقت وبلا گ برتر را داشتين تبريک ميگم اگه لطف کنيد درباره خودتان هم مطلب بنويسيد ممنون ميشم به وبلاگ حقير ما هم سر بزنيد خوشحال ميشم البته ما با چلوکباب پذيرايی نمی کنيم آخه وسع مالی نميرسه کمک ما بيچاره ها هم بکنيد به اميد ديدار

a z

يادم رفت اينم از علائم فقر http://mosalasetalai.persianblog.ir/

كاظم

سلام. «كل يوم عاشوراء» همينه ديگه! هر روز همين انتخابا جلوي ما هم هست.

تسنیم

اوخ اوخ اوخ ، وای وای وای ، گشنمونه ، گشنمونه گشنمونه ، روده کوچیکه داره روده بزرگرو میخوره ، صدای قار و قورش بلند شده ، چند وقته آقای سرآشپز یه غذا رو بیشتر سرو نمیکنه ، چلوکبابی تعطیل شده ؟ خب حداقل یه اعلامیه بزنین پشت پنجره که تا اطلاع ثانوی تعطیل است ، منتظریم ، آپ کنید لطفا

هابیل

عمليات شهادت طلبانه تنها راه آزادی ملل... راهی که از طرف دشمنان شديدا مورد حمله قرار می گيرد ...

Virus

سلام . اميدوارم خوب باشی . خيلی وقته که نيستی و آپديت نکردی . کجايی ؟

moddaee

سلام عليکم....انجا به روز نمی شه؟؟..التماس دعا