سلام

"سلام، اي زندگي.
 سلام، اي بيداري.
 سلام، اي رؤيا.
 سلام، اي روز، كه با روشنايي خود، تاريكي شب را پوشاندي
و
 سلام اي شب، كه با تاريكي ات، پرتوهاي روز را آشكار كردي.
 سلام اي فصل ها.
 سلام اي بهار كه جواني زمين را بدو باز مي گرداني.
 سلام اي تابستان، اي اعلام كننده شكوه خورشيد.
 سلام اي پاييز، اي آورندهء نتيجه زحمت ها و ميوهء كردارها
و
 سلام اي زمستان، اي كه با انقلاب خويش، « اراده» را به طبيعت باز مي گرداني.
 سلام اي سال ها، كه پنهاني هاي ساليان گذشته را آشكار مي گردانيد.
 سلام  ، اي نسلهايي كه فساد نسل هاي پيش را اصلاح مي كنيد.
 سلام اي روزگار، كه ما را به سوي كمال مي بري.
 سلام اي روح، اي كه لجام زندگي را در دست داري و با نقاب آفتاب، از ما چهره مي پوشاني؛
و
 سلام بر تو اي دل،
   كه تو سلام را به بازي نخواهي گرفت،
     و از اشك آكنده اي؛
و
 سلام بر شما اي لب ها،
   شما كه تلخ كامي را تجربه مي كنيد
    و باز هم « سلام» بر لب داريد. "

جبران خليل جبران - اشك و لبخند - زاد روز من

نگاهي كن 

در ميان ميلياردها صفحه وب،
كه ميليونها آدم و ماشين هر لحظه در حال به روز كردن آنها مي باشند،
وبلاگها حال و هوايي ديگر دارند.
شايد به خاطر شناختي كه از شخصيت نويسنده در ذهن خوانند شكل مي گيرد.
هر وبلاگي را كه مي گشايي رنگي نو و شخصيتي نو پيش رويت مي نشيند.
روابط خودماني و عاطفي بين وبلاگ نويسها يكي از همين جذابيتهاي وبلاگها شده است.
دوستي هايي جديد در تارعنكبوت وب شكل مي گيرد.
بي آلايش و زيبا.
يكي براي دل خود مي نويسد.
يكي شعرهايش را براي خواننده هايش امانت مي گذارد.
يكي از غمهايش مي گويد تا دل نازك خود را التيام بخشد.
عاشقها از عشق خود مي نويسند و خبر نگارها از پشت پرده خبرها.
گروهي موسيقي ها جديد را معرفي مي كنند و برخي گالري عكس خود را به دوستان عرضه مي كنند.
يكي جشن تولد مي گيرد و آن يكي فلسفه پوپر و زندگي صادق هدايت را نقد مي كند.
گروهي وبلاگهاي مذهبي را براي تغيير چهره اين تار عنكبوت هدايت مي كنند.
و برخي براي زنده ماندن ياد شهدا گذري بر خاطرات آنها دارند.
بحث سياسي هم بيا و ببين.
هم از سكس مطلبي هست و هم از عشق.
هم از سينما نقد مي بيني و هم از شعر.
هم از امام زمان مطلب فراوان است هم از شيطان حرفها مي بيني.
هم از بي حوصلگي ها و هم از برنامه هاي آتي.
هم تلاش و هم از خمودي.
همه چيز و همه چيز.
نكته در اينجاست كه با مطالعه سابقه كوتاه از نوشته ها شخصيت نويسنده كمي و شايد بسيار زياد روشن و واضح شود.
من هميشه اين سوال را از خود كرده ام كه:

چرا اينجا مي نويسم؟

 

حرف من و شما: (مربوط به پيامهاي اين مطلب)
شکوفه: حس تنهايي بهونه اي براي نوشتن هست، اما بهونه اي براي موندن نه. تنها باشم و نباشم دوست دارم اينجا حرف بزنم.

جواد: لطف داري، من هم از شما خيلي چيزا ياد مي گيرم.

بچه هیئتی: به نظر من آره ميشه وبلاگ خدايي داشت، به نظر من حتي اگه آدم گنهكار هم باشه مي تونه خدايي بنويسه و يك وبلاگي با رنگ خدا داشته باشه. نكته جالبي رو گفتي، ممنونم.

مهشيد: اولا ممنون از لطفت كه اين همه وقت گذاشتي و كامنت نوشتي. درسته من هم به اين نتيجه رسيدم كه هر وبلاگي پس از مدتي مخاطبهاي خاص خودش رو پيدا مي كنه و موجب رشد هر دو طرف ميشه. اين رو بگم! كه اين سوال رو من برا خودم جواب دادم و اونقدر انگيزه دارم كه حالا حالا بنويسم، و دوما اينكه اين سوال رو هميشه از خودم مي پرسم تا وبلاگم به بيهودگي و روزمرگي كشيده نشه.

هستي: جواب اين سوال رو كه چرا اسم اينجا چلوكبابه رو تو پايين ترين قسمت ستون سمت راست نوشتم مي توني بخوني. (لبخند)

تسنيم: اولا ممنون از اين همه وقتي كه صرف كردي و چندين پيام گذاشتي. دوما در جواب سوالت كه چرا اينجا مي نويسم، اين رو بگم كه من دوست دارم بعضي حرفها رو به همه بزنم، چيزهايي كه خودم بهشون رسيدم و دوست دارم همه رو تو اون سهيم كنم. اينجا مي نويسم چرا كه از روزمرگي بيرون بيام، حرفهاي جديد بشنوم، دوستاي جديد پيدا كنم و در آخر اينجا مي نويسم كه بگم من هم هستم و دارم زندگي مي كنم و حرف مي زنم و اونقدر انگيزه دارم كه باز هم ادامه مي دم.

حسين: اهميت اينكه چه اهميتي داره كه اين سوال رو از خودم مي پرسم اينه كه بدونم بيهوده نمي نويسم و هدف دارم.

ميرزا: گفته بودي من هم مثل بقيه كاره اي نيستم! نفهميدم منظورتو! اما مي دونم كه حداقل براي فكر و اخلاق و رفتار خودم كاره اي هستم.

هانی: راست مي گي وبلاگ محيط خوبيه براي نوشتن، و انتقال احساسات به بقيه. اين كار رو بكن و با انگيزه ادامه بده. موفق ياشي.

مهزاد: خيلي عالي هستش كه وبلاگ نويسي رو فرصتي براي تمرين كردن دونستي كه روزي يك نويسنده بزرگ مي شي. مطمئن باش حتما به آرزوت خواهي رسيد.

حامد: آره دوست دارم بنويسم اما هدف رو بايد تعيين كني كه به بيراهه نري.

/ 32 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عليرضا

از اينکه به وبلاگ شا اومدم خيلی راضيم ! شما رو تو لينک دوستانم جای دادم . سری به ما بزن! يا علی

مهزاد

خب راستشو بگم؟ باشه : من می خواستم نويسنده بزرگی بشم يعنی آرزوم اين بوده اما نشدم...وبلاگ برای من فرصتی شده تا تمرين کنم يه نويسنده کوچيک بشم ...حالا بد به حال خواننده هايی که قرار کچليهامو سرشون خالی کنم .....................................در ضمن خيلی افتخار داديد آقا نيما

حامد

سلام . خب دوست داری بنويسی ديگه .

هانيه

جواب من به اين سوال خودم اينه که: چون دوست دارم حرف بزنم، هر حرفی و آدم اگه حرف نزنه خفه می‌شه...

پریا

سلام خيلی وبلاگ زيبايی دارين .. يه ورقی زدم و برگهاش رو خوندم .. حس آرامش خوبی به آدم ميده و به قول خودتون تو اين همه وبلاگ که در مورد همه چيز هست . وبلاگ خيلی خوبی دارين . به خاطر بقيه و خودتون هميشه بنويسين.

نويد

ممنون از لطف شما و تشکر از سليقه زيبايتان در انتخاب شعر جبران خليل

ريحانه.ققنوس

سلام وبلاگ خوبی داريد انشاالله موفق باشيد..ممنون که سر زديد..بازم از اين کارا بکنين التماس دعا يازهرا

حميدرضا(حکمت تازيانه)

سلام دوست گرامی.درجواب سلامهای اول وسلام علی المرسلين و الحمدلله رب العالمين و در باره متن پايين حقايق رو نوشتين که حرف دل من هم بود.بنويسيد که خوب می نويسيد.يا علی